عجایب هفتگانه جهان
عجایب هفت گانه جهان
عجایب هفت گانه جهان با شکوه ترین و شناخته شده ترین بناها و اثار باستانی دنیای قدیم در نزد یونانی های باستان بودند.از این رو بیشتر انها به یونان و روم تعلق دارند.
حدود 146سال پیش از میلاد یک معمار یونانی به نام فیلو از اهالی شهر بیزانتیوم فهرستی از زیبا ترین شاهکارهای معماری جهان تهیه کرد.از ان فهرست تنها هرم بزرگ،ویرانه های پرستشگاه ارتمیس،ارامگاه هالی کارناس و فانوس دریایی اسکندریه باقی مانده است.
اما از ان زمان تاکنون بناهای دیگری به این عجایب اضافه گردیده است و هم اکنون این عجایب عبارتند از:
· فانوس دریایی اسکندریه
· هرم بزرگ جیزه
· تندیس غول پیکر رودس
· نمایشگاه ارتمیس
· تندیس زئوس
· باغ های معلق بابل
· ارامگاه هالی کارناسوس
نکته دیگر در مورد این اثار انتخاب عدد هفت انهاست.دلیل انتخاب این عدد نیز مقدس بودن این عدد است.عدد هفت چه درگذشته و چه حال عددی مقدس بوده است.به طوریکه در هر گونه تقسیم بندی به این عدد توجه شده است مانند:
هفت روز هفته،هفت هنر،هفت خدای یونان باستان و... .
هرم بزرگ جیزه
هرم بزرگ جیزه(اسامی دیگر:هرم خوفو،هرم خنوپس)در مصر تنها بازمانده عجایب هفتگانه جهان به شمار می اید.پندار بر این است که ارامگاه فرعون از دودمان چهارم بوده است.از این رو به این هرم هرم خوفو نیز گفته می شود.این هرم در شهر قاهره مصر واقع شده است و قدمت ان به 2900قبل از میلاد می رسد.ساخت ان توسط100000نفرکارگر به مدت 20سال به اتمام رسیده است.این هرم که همراه با دو هرم کوچکتردر خارج از قاهره -در مصر- قرار دارند،به دستور خوفو -فرعون سلسله چهارم-ساخته شد.مصریان باستان به زندگی پس از مرگ اعتقاد زیادی داشتند و این هرم در واقع مکان مقبره و محل زندگی فرعون پس از مرگ به شمار می امده است.از انجا که گنجینه فرعون نیز همراه با او در این هرم قرار داده می شد راه ورود به مقبره بسیار پیچیده و تو در تو است و تعداد زیادی از مهندسان و سازندگان نیز در راهرو های ان ناپدید شدند.هرم در اصل 147متر ارتفاع داشته است که در حال حاضر در اثر فرسایش به 137متر رسیده است.هر ضلع قاعده هرم 230 متر و در ساخت ان از حدود 2300000 بلوک به وزن 5/2تن استفاده شده است.تاریخ اتمام این بنای عظیم حدود 2680قبل از میلاد تخمین زده شده است.هرم جیزه تنها بازمانده عجایب هفت گانه می باشد.
باغ های معلق بابل
یا باغ های معلق سمیرامیس و دیوار های بابل(عراق کنونی)یکی از عجایب هفتگانه جهان می باشد.هر دو این اثار ظاهرا به دستور بخت النصر دوم در حدود سال 600پیش از میلاد ساخته شده است.این اثار در نوشته های مورخان یونانی مانند استرابو و دیودوروس سیکولوس ذکر شده است ولی همچنان در مورد وجود انها ابهاماتی هست.در حقیقت در هیچ یک از نوشته های بابلی در مورد وجود این باغ مطلبی ذکر نشده است.در طول قرن ها این منطقه با باغ های نینوا در امیخته ولی در حکاکی های موجود در ان نواحی روش های انتقال اب رود خانه فرات به ارتفاعی که برای این باغ ها احتیاج بوده اورده شده است.این باغ ها برای خوشحال کردن بخت النصر که بیمار بوده است ساخته شده است.امیتیس دختر ایشتو ویگو و نوه هوخشتره (پادشاهان ماد) با بخت النصر ازدواج کرد تا میان دو قوم صلح پایدار برقرار بماند.سرزمین ماد که امیتیس از ان می امد سرزمینی سرسبز و کوهستانی و پوشیده ا زگیاهان و درختان مختلف بود ولی سرزمین بابل در منطقه ای مسطح و فلاتی خشک قرار گرفته بود.یکی از دلایل بیماری امیتیس هم دوری او از سرزمین های خوش اب و هوای خود بود.بنابراین بخت النصر تصمیم گرفت باغهای معلق بابل را د ارتفاع برای همسر خود بسازد.کلمه معلق مه برای این باغها استفاده می شود در حقیقت به این معنی نیست که باغها به وسیله طناب یا ریسمان به یکدیگر متصل بودند بلکه احتمالا ترجمه اشتباه کلمه یونانی به معنای تراس یا بالکن بوده است.استرابو در قرن اول قبل از میلاد می نویسد:تراس ها در طبقاتی روی یکدیگر واقع شده بودند و هرکدام دارای ستون های سنگی مکعب شکل توخالی بودند که توسط گیاهان پوشیده شده بود.تحقیقات بیشتر در منطقه بابل منجر به یافتن پایه های این ستون ها شده است.
معبد زئوس
مجسمه زئوس در المپیا یکی از عظیم ترین مجسمه های جهان است.این اثر در 450سال قبل از میلاد توسط مجسمه ساز معروفی به نام فید یاس ساخته شد.ارتفاع مجسمه زئوس در حدود 12متر بود.بدن این مجسمه را از عاج فیل و ردا و مو ها و ریشش را از طلا ساخته بودند.این اثر ارتفاعش چنان زیاد بود که با سقف معبد زئوس برخورد می کرد.فیدیاس با این کار می خواست اقتدار و نیرومندی زئوس را نشان دهد.مجسمه زئوس دارای ارتفاع 64متر بودو 72 ستون خارجی این معبد که به سبک معماری قدیم یونان بودند این معبد را دارای معماری خیره کننده ای کرده بودند.سنگ فرش های ان نیز با مجسمه های بی نظیری تزیین گشته بود.مجسمه زئوس در حدود 850سال در این معبد قرار داشت تا این که بعضی از یونانی ها ان را به استانبول انتقال دادند.البته این زیاد طول نکشید چرا که محل جدید نیز در اتش سوخت و این مجسمه برای همیشه از بین رفت.
معبد آرتمیس در شهر افه سوس در حدود 50 کیلومتری شهر ازمیرترکیه قرار داشته است. این معبد به عنوان زیباترین بنای روی زمین شناخته می شده است و به همین دلیل در میان عجایب هفت گانه جا دارد.
هرچند که زیربنای باقی مانده از این معبد
تاریخ ساخت آنرا قرن هفتم قبل از میلاد مشخص میکند، اما راه یافتن معبد
آرتمیس در فهرست عجایب هفت گانه به حدود 550 قبل از میلاد مربوط می شود.
این بنا که به آن معبد بزرگ مرمرین گفته میشود، توسط کروسوس شاه لیدی به
کرسیفون معمار یونانی سفارش داده شد. معبد با مجسمه های برنزی که توسط
ماهرترین مجسمه سازان آن زمان ساخته شده بودند تزئین شده بود. هنرمندانی
نظیر فیدیاس ، پلی کلیتوس ، کرسیلاس و فرادمون
معبد آرتمیس هم به
عنوان یک محل داد و ستد کالا و هم به عنوان آموزشگاه مذهبی مورد استفاده
قرار میگرفت. در طی سالها، بازرگانان، جهانگردان، صنعتگران و پادشاهان از
این محل مقدس دیدن میکردند و احترام خود را با آوردن هدایای مختلف ابراز
می نمودند. تحقیقات اخیر باستان شناسی به یافتن تعدادی از این هدایا که
شامل مجسمه های طلا و عاج آرتمیس، گوشواره ها، دستبندها و گردنبندهایی
زیبا اثر صنعتگران پارس و هند هستند منجر شده است.
بقایای معبد آرتمیس
در شب 21 جولای سال 356 قبل از میلاد، مردی
به نام هروستراتوس (Herostratus) برای جاودانه کردن نام خود در تاریخ،
معبد را آتش زد و درواقع به هدف خود دست یافت. عجیب اینکه اسکندر کبیر هم
در همین شب متولد شد. بنا به گفته پلوتارک (Plutarch) تاریخ نگار، در آن
شب آرتمیس چنان درگیر مراقبت از زاده شدن اسکندر بودکه نتوانست از معبد
خود محافظت کند.
اسکندر پس از فتح آسیای صغیر اقدام به ساخت مجدد معبد
کرد که تا بعد از مرگ وی در سال 323 قبل از میلاد، همچنان در دست ساختمان
بود. در قرن اول پس از میلاد، هنگامی که سنت پل برای تبلیغ مسیحیت به افه
سوس سفر کرد، با عده زیادی از پیروان آرتمیس مواجه شد که به هیچ وجه قصد
ترک الهه خود را نداشتند. در سال 262 میلادی معبد توسط قبیله گوت
Gothsمجددا ویران شد. اهالی شهر قسم خوردند تا آنرا مجددا بنا کنند. در
قرن چهارم میلادی، بیشتر اهالی افه سوس به مسیحیت گرویده بودند و معبد
شکوه و جلال خود را از دست داده بود. اهالی افه سوس پس از آخرین تهاجم
منجر به ویرانی معبد در سال 401 میلادی، کم کم شهر را ترک کردند و این شهر
متروک در اواخر قرن 19 میلادی کشف و حفاری شد. این اکتشافات زیربنای معبد
را نمایان ساخت.
شرح کوتاهی از بنا
این معبد با زیر بنای چهار گوش خود، برخلاف نمونه های دیگر از مرمر ساخته شده و یک ورودی زیبا و تزئینی به حیاط بزرگ ساختمان داشته است. پلکان مرمری طبقه همکف را به بالکن هایبلند و عظیمی متصل میکردند که کف آن در حدود 80 متر در 130 متر بوده است.127 ستون در این بنا به کار رفته بوده که ارتفاع آنها 20 متر و با سرستونهای ایونیک و کناره های کنده کاری شده بوده است. ستونها در ردیفهای منظم در کل محوطه به جز منطقه مرکزی-که محل قرار گیری خانه الهه بود- قرار گرفته بودند.
این معبد تعداد فراوانی از آثار هنری را در خود جا داده بود، از جمله ٤ مجسمه برنزی باستانی از قبیله آمازون که توسط بهترین هنرمندان دوران ساخته شده بودند. هنگامی که سنت پل به دیدن شهر آمده بود، معبد با ستونهای طلایی و مجسمه های کوچک نقره ای و نقاشی های متعدد تزئین شده بود. هیچ شاهدی مبنی بر وجود مجسمه آرتمیس در مرکز معبد وجود ندارد اما دلیلی هم برای وجود نداشتن آن در دست نیست (.
ارامگاه هالی کارناسوس
در قسمت جنوب غربی آسیا صغیر، شهری بود بنام (هالیکارنارس) که در قرن ششم قبل از میلاد مسیح شاه موزول با همسرش آرتمیس در آن حکومت میکردند. دربار او مرکز هنر و صنعت بود و او به معماران فرمان داد بنایی بسازند که دیدارش خاطر اهرام مصر را در دل زنده کند . بدین معنی علاوه براین که یک شاهکار هنری بوجود آورند مقبره ای هم باشد.
بدین ترتیب طرح و پایه پنجمین عجایب دنیا قدیم ریخته شد . این بنای چهار گوش در ساحه 140 متر مربع مساحت ستون بندی شده بود و سقفش هرمی شکل بود که در راس آن گادی پیروزی با چهار اسپ حامل شاه و ملکه بود . این بنا در حدود 40 یا 50 متر ارتفاع داشت و آنرا بنام مقبره موزول یاد میکردند .مقبره موزول پس از حمله بربرها و اعراب هنوز بر جا مانده بود . ولی نجیب زادگان و سواران سن ژان آنرا به ویرانی کشیدن تا سنگهایش را برای ساختن استحکامات و برج ها به کار گیرند، بعداً در طول سالیان متمادی سنگ ها مرمر محوطه ای که بنا روی آن واقع شده بود را سوزاندند و از آن آهک ساختند . هنگامی که مشغول سوزاندن آن سنگها بودند تالار زیر زمین آنرا کشف کردند که راهروی باریکی داشت و به اطاق کوچکی منتهی میشد دراین اطاق تابوت مجللی از سنگ مرمر پیدا کردند.چون وسایل و ابزاری برای باز کردن تابوت سنگی نداشتند این کار را به روز بعد موکول کردند اما شبانگاه دزدانی که از این کشف اطلاع پیدا کرده بودند داخل زیر زمین شده و هرچه در تابوت بود خالی کردند و بردند .امروزه از آن بنای با عظمت و شگفت انگیز به جز مختصر آثاری که ارزش زیادی ندارند چیزی باقی نمانده است .
ارامگاه هالی کار ناسوس
غول رودس
غول رودس که در ورودی بندر شهر رودس در یونان، قرار داشته است و علی رغم اینکه پس از ساخته شدن تنها 56 سال پابرجا بود، توانست در میان عجایب جهان جای بگیرد. بنا به گفته مورخین این مجسمه عظیم حتی در زمانی که بر روی زمین افتاده بود هم بسیار شگفت انگیز بود. این غول تنها یک مجسمه عظیم نبود بلکه سمبل اتحاد مردم رودس به شمار می رفت.
یونان باستان در بیشتر دوران تاریخی خود،
شامل ایالاتی با قدرت محدود بوده است. جزیره رودس شامل سه ایالت ایالیسوس
Ialysos، کامیروس Kamiros و لیندوس Lindos بوده است. در 408 قبل از میلاد،
این شهرها با هم متحد شده و یک قلمرو با پایتخت واحد به نام رودس، به وجود
آوردند. این شهر از نظر اقتصادی بسیار پیشرفته بود و با مصر مراودات تجاری
داشت. در سال 305 قبل از میلاد آنتیگونیدهای مقدونیه ، رودس را محاصره کرد
تا این ارتباط تجاری را از بین ببرد.
آنها هرگز موفق نشدند به
داخل شهر نفوذ کنند و پس از امضای قرارداد صلح در سال 304 قبل از میلاد،
آنتیگونیدها محاصره را ترک کردند و مقدار قابل توجهی اسلحه و جنگ افزارهای
گران قیمت برجا گذاشتند. اهالی رودس این غنایم را فروختند و به افتخار
اتحاد خود، با پول آن مجسمه عظیم هلیوس Helios خدای خورشید را بنا کردند.
ساختن این مجسمه 12 سال طول کشید و در سال 282 قبل از میلاد به پایان
رسید. سالها این مجسمه در ورودی بندر پابرجا بود تا زلزله شدیدی به شهر
آسیب فراوان رساند و مجسمه را از ضعیفترین قسمت آن - زانوهای غول - شکست.
امپراطور مصر مخارج تعمیر آنرا به عهده گرفت اما یک پیشگو، عمل بازسازی را منحوس خواند و در نتیجه پیشنهاد امپراطور پذیرفته نشد. در حدود یک هزاره، مجسمه بر خاک افتاده بود تا اینکه اعراب به رودس هجوم بردند. آنها بقایای مجسمه را از هم باز کردند و به یک تاجر یهودی اهل سوریه فروختند. گفته شده است که ٩٠٠ شتر این بار عظیم را به سوریه حمل کردند.
شرح کوتاهی از مجسمه
با توجه به ارتفاع مجسمه و عرض دهنه
بندر، تصور قرار گرفتن مجسمه با پاهای گشوده بر دو طرف ورودی بندر، غیر
ممکن به نظر میرسد و از آنجایی که مجسمه پس از سقوط موجب گرفتگی مسیر
بندرگاه نشده است، به نظر میرسد که مجسمه یا بر روی سمت شرقی دماغه بنا
شده بوده یا اصولا بیش از آنچه گفته میشود از آب دور بوده است. هر چه
بوده، مسلم است که غول با پاهای گشوده بر دو سمت ورودی بندر نایستاده بوده
است.
پروژه ساخت مجسمه به کارس Chares مجسمه ساز اهل لیندوس سپرده
شده بود. برای این کار، کارگران او قطعات برنزی روی مجسمه را قالب ریزی
میکردند. پایه مجسمه از مرمر بوده و پاها تا مچ آن ابتدا ساخته و محکم شده
است. ساختار مجسمه به تدریج با قرار گرفتن قطعات برنز بر روی چهارچوبی از
آهن و سنگ، پدیدار میشد. یک خاکریز بلند برای دسترسی پیدا کردن به بخشهای
بالایی مجسمه، در اطراف آن ساخته شد که بعد از اتمام کار برچیده شد. مجسمه
در پایان 33 متر ارتفاع داشت و عده کمی میتوانستند دو دست خود را بر دور
انگشت شست او حلقه کنند.
فانوس دریایی اسکندریه
فانوس دریایی اسکندریه برجی که بر فراز ان اتشی بود تا شب ها راهنمای ملوانان برای رسیدن به بندر اسکندریه باشد.این برج در جزیره کوچک فاره بنا شده بود و از همین جاست که کلمه فار به معنای چراغ دریایی را برای این نوع ساختمان ها و مناره هایی که چراغ دریایی بر فراز انهاست به کار می برند.برج دریایی اسکندریه در زمان سلطنت جانشین اسکندر یعنی ((بطلمیوس دوم)) ،( "247-304")قبل از میلاد به وسیله معماری به نام (سوسترات)ساخته شد.انچه تاریخ درباره ارتفاع برج ذکر کرده است باور کردنی نیست.یونانی ها می گویند در حدود 272متر ارتفاع داشته.ولی اعراب که 10قرن بعد توانستند قدم به مصر بگذارند گفته اند ارتفاع خرابه برج دریایی اسکندریه به 16متر می رسید.این برج روی پایه ای چهار گوش که 69متر ارتفاع ان بوده است از دیواری هشت ضلعی و 28متری بالا رفته است.که برج 9 متری دیگری روی ان بنا شده است که بر فراز برج اخیر فانوس دریایی پرتو افکن بود.فانوس دریایی اسکندریه بر فراز برج عظیم ان روشن بوده و این برج تا قرن 12 جایگاه فانوس دریایی بوده است.در سال 1375میلادی بر اثر زلزله شدیدی که در اسکندریه و سایر نقاط ان روی داد برج دریایی اسکندریه زیر و رو شد و از خرابه های ان هم چیزی به دست نیامد.گفته می شود بر روی برج یک اینه ی غول پیکر نصب بوده است.


نام و نام خانوادگی :محمد علی پرهیزی